خبرنگاران خانواده معین می نماید؛ حل مساله با رفتار هیجانی یا مشارکتی؟

به گزارش ابزار وبلاگ، تهران- خبرنگاران- والدین اگر در فرایند حل مساله به سمت رفتارهای هیجانی بروند، قاعدتا چنین رفتارهایی را به فرزندان خود آموزش می دهند و در مقابل، اگر فرایند حل مشکل مشارکتی را در خانواده پیاده سازند، به فرزند خود آموزش می دهند که در مواجهه با تنش و بحران از چنین رویکردی استفاده کند.

خبرنگاران خانواده معین می نماید؛ حل مساله با رفتار هیجانی یا مشارکتی؟

تصمیم سازی یکی از اصلی ترین فرایندهای رفتاری در زندگی همه ما انسان ها است. در دوران کودکی، والدین با توجه به توانمندی های فکری و ظرفیت های اقتصادی اقدام به تصمیم گیری درباره فرزندان خود می کنند و این امر طبیعی است. با رشد بچه ها، آنها در فرایند تصمیم گیری مشارکت داده شده و از مراحل نظرخواهی، یاری فکری و منفعل بودن عبور می کنند. درگیر ساختن فرزندان در فرایند تصمیم گیری و تصمیم سازی سبب می شود، آنها خود بخشی از مسئولیت زندگی را کم کم بر عهده گرفته و در بزرگسالی به افرادی مسئولیت پذیر در سطح جامعه تبدیل شوند. اما اینکه اهمیت این نکته در چیست و چگونه می توان به این امر دست یافت، سبب شد پژوهشگر ابزار وبلاگ با حمیده عادلیان عضو هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی به گفت وگو بنشیند.

در ذیل مشروح این گفت و گو را می خوانید:

شکوفاسازی و توانمندسازی فرزندان؛ دو مفهوم مستقل اما غیرمجزا

عادلیان در مورد توانمندسازی فرزندان و فرایند آن گفت: زمانی می توانیم مدعی این باشیم که جوانان ما در بستر خانواده و جامعه افراد توانمندی هستند که آنها بتوانند در تصمیم گیری ها و تصمیم سازی ها پیرامون مسائل خود و جامعه درگیر شوند. درگیر شدن در فرایند تصمیم گیری باعث می شود که فرزندان صدای خود را به گوش افرادی که با آنها در ارتباطند، برسانند و از این طریق نظرات و ایده های خود را منتقل کنند، بهتر درک شوند و همچنین مورد پذیرش قرار بگیرند. در بستر توانمند شدن، آنچه باید اتفاق بیافتد این است که ما بتوانیم قدرتی را که بر اساس تصمیم گیری و تصمیم سازی بدست می آید با جوانان و فرزندان به اشتراک گذاشته و آن را تقسیم کنیم. یعنی زمانی جوان من در فرایند تصمیم گیری و تصمیم سازی شریک می شود که بخشی از قدرتی که در دست من بزرگسال است به وی منتقل شود و من بزرگسال کم کم و به تدریج تصمیم گیری را بر عهده او بگذارم. بنابراین از همان ابتدا به فرزندم یاد می دهم که او هم نقشی مهم و موثر در کنترل زندگی خویش دارد و یک فرد غیر فعال نیست.

درگیرساختن فرد در تصمیم گیری سبب می شود، وی بخشی از مسئولیت زندگی خودش را کم کم بر عهده بگیرد تا اینکه وقتی به بزرگسالی و تاثیرگذاری اش در سطح جامعه می رسد، فرد مسئولیت پذیری بشود. بنابراین مقوله دیگر توانمندسازی بحث مسئولیت پذیری است. به وسیله توانمندسازی، جوان بر زندگی خودش متمرکز می شود و به این فکر می نماید که من چطور می توانم زندگی بهتری را داشته باشم؛ به وسیله دست یافتن بیشتر و بهتر به منابع در دنیای پیرامون و همینطور به وسیله تغییراتی که می تواند در دانش و آگاهی خود ایجاد کند.

این استاد دانشگاه اضافه کرد: در مجموع توانمندسازی به دنبال آن است تا کیفیت زندگی فرد در جامعه بالا برود. نکته مهم این است که کیفیت زندگی بدون حضور خود جوان چندان میسر نیست زیرا خود جوان بهتر از هر فرد دیگری می تواند کیفیت زندگی و کنترل بر زندگی خود را یاد بگیرد و تجربه کند.

عادلیان ادامه داد: درست است که شکوفا ساختن ظرفیت های فردی از مقوله توانمندشدن جدا است؛ اما به معنای این نیست که این دو کاملا از یکدیگر مجزا باشند. لازمه توانمندسازی این است که فردی توانسته باشد رشد و توسعه ظرفیت های خود را به مرور زمان برای خود رقم زده باشد؛ یعنی برای توانمندسازی و توانمندشدن فرزندان ضروری است ما به رشد ظرفیت های فردی آنها بپردازیم. اما فقط و فقط توجه به رشد و توسعه ظرفیت های فردی نمی تواند توانمندسازی را رقم بزند؛ زیرا بخشی از توانمندسازی به جامعه و درگیر شدن در فرآیندهای جامعه ای مربوط به آن بر می شود.

توانمندسازی؛ بحث مهارت و تکنیک ها

عادلیان در مورد توانمندسازی و مولفه های مهم آن گفت: یک سری مولفه های مهم وجود دارد که توانمندسازی بر اساس آنها صورت می گیرد. از جمله این مولفه ها توانایی حل مساله و ظرفیت های مربوط به آن است. پس مساله مهم این است که ما زمانی می توانیم توانمندشدن فرزندان خود را رقم بزنیم که بتوانیم بسترها و شرایط لازم را برای درگیر شدن آنها با مراحل مختلف زندگی ایجاد کنیم و از جمله این بسترها کانون خانواده است.

این استاد دانشگاه اضافه کرد: از همان ابتدا فرزند ما در هر سن و سالی که باشد، زمانی که بتواند تشخیص هایی را بدهد باید بتواند در این تصمیم گیری ها و تصمیم سازی ها مشارکت داشته باشد. مهارت هم در بستر تجربه حاصل می شود. بنابراین برای دست یافتن به این مهارت ها احتیاج به تمرین است. نوجوانان و جوانان باید تمرین کنند و به استفاده از تکنیک های حل مساله و تصمیم گیری بپردازند. بنابراین کم کم در چنین فرصت ها و بسترهایی فرد یاد می گیرد که تصمیم گیری به چه معناست و در کجا می تواند از تکنیک تصمیم گیری استفاده کند.

نکته بعدی این است که وقتی جوان ها درگیر این فرایندها می شوند آغاز به طراحی و برنامه ریزی در زمینه روبرو با مسائل می کنند. برای مثال در بسیاری از کشورها و از جمله در کشور خودمان موسساتی وجود دارد که مراکز توانمندسازی بچه ها و جوانان محسوب می شوند و سعی می کنند در این زمینه به آنها آموزش های لازم را ارائه دهند. به عنوان مثال، بچه ها و جوانان یاد می گیرند تا نسبت به شهری که در آن زندگی می کنند و به آن تعلق دارند، مسئولند. بنابراین اگر زباله ای ریخته می شود، اگر آلودگی هوا وجود دارد و محیط زیست در حال نابود شدن است، شما هم به عنوان شهروندان این جامعه مسئولیت دارید که به این بیندیشید که من و دیگرانی که با این موضوعات در ارتباط هستیم چگونه می توانیم بر آنها تاثیر بگذاریم. لذا فرزندان در فرایند تصمیم سازی آغاز به ارائه طرح هایی می کنند، ایده می دهند و برنامه هایی را پیاده می کنند و در راستای حل مساله تکنیک های لازم را فرامی گیرند. یکی از ویژگی های بسیار مهمی که در این جوانان ایجاد می شود مسئولیت پذیری در قبال خود، اطرافیانشان، جامعه و محیط زیست است.

تجربه ژاپنی در مسئولیت پذیری فرزندان

عادلیان در مورد اعتماد به نفس و مشارکت جوانان در فرایند حل مساله گفت: ویژگی دیگر، اعتماد به نفس است که مشارکت دادن جوانان در فرایند حل مساله به آنها یاری می نماید که به ارتقاء اعتماد به نفس خود بپردازند. در ژاپن بحث مسئولیت پذیری از همان ابتدا و بصورت برنامه ریزی شده به بچه ها آموزش داده می شود. برای مثال بخش مهمی از نظافت فضای آموزشی بر عهده دانش آموزان است. در اصل از همان ابتدا به بچه ها آموزش می دهند تا نسبت به جایی که بدان تعلق دارند و درآن زندگی می کنند، مسئولیت داشته باشند و روتین شدن چنین کنش هایی سبب می شود ایده ها و باورهایی در آنها شکل بگیرد که در بزرگسالی آنها را به سمت و سویی می برد که به فکر محیط زیست خود باشند یا نگران از بین رفتن انرژی های محیط خود شده و برای یافتن راهکار هایی در این زمینه کوشش کنند. جوانان وقتی می بینند که در جریان مشکل گشایی مشارکت داشته و نقش موثری دارند، اعتماد به خود در آنها رشد نموده و باعث شکوفایی بیشتر آنها می شود.

این استاد دانشگاه اضافه کرد: بر این اساس سیستم های آموزشی و حتی هر کدام از ما در هر جایگاهی، به عنوان والد، معلم، باید بتوانیم بسترهای یادگیری، بکار بستن و پیاده سازی را در بخش های مختلف جامعه برای بچه ها و جوانان فراهم کنیم. همانطور که گفتم توانمندسازی می تواند شرایط بهتری را برای زندگی فراهم کند. اگر بخواهیم به این سمت برویم که جوانان سالمی در بستر توانمندسازی داشته باشیم، باید بدانیم به مواردی احتیاج داریم که یکی از آنها ارتقای عزت نفس است که آن هم به وسیله مشارکت دادن جوانان در فرایند تصمیم گیری حاصل می شود.

خانواده و نقش آن در فرایند توانمندسازی

عادلیان در مورد نقش خانواده در فرایند توانمندسازی جوانان گفت: خانواده از آنجایی مهم است که اولین بستر و کانون برای آموزش توانمندسازی و درگیر ساختن فرزندان در فرایند حل مساله است. برای خانواده بر اساس مدل های مختلف کارنمودهایی تعریف شده است که یکی از آن ها، کارکرد حل مساله یا مشکل است. ما از همان ابتدا در بستر خانواده یاد می گیریم که تنش چیست، چالش چیست و ما باید با آن چالش و تنش چگونه برخورد کنیم. اگر والدین در فرایند حل مساله به سمت و سوی رفتارهای هیجانی بروند، قاعدتا چنین رفتارهایی را برای حل مساله به فرزندان خود آموزش می دهند و در مقابل اگر فرایند حل مشکل مشارکتی را در خانواده پیاده سازند، قاعدتا به فرزند خود آموزش می دهند که در روبروه با تنش و بحران از چنین رویکردی استفاده کنند.

وی ادامه داد: اگر بخواهیم تعریف ساده ای از فرایند حل مساله داشته باشیم، می توانیم بگوییم حل مساله یک فرایند کاملا آگاهانه و برنامه ریزی شده است و بر اساس یک سری کوشش های هدفمند صورت می گیرد. حل مساله شامل مراحلی است که از تعریف مساله آغاز می شود و در مرحله دوم به معین هدف می رسد. سوم راه های رسیدن به هدف معین می شود و در نهایت با انتخاب بهترین راه، برنامه ریزی و اجرای آن راهکار به خاتمه می رسد. فرایند تصمیم گیری در اصل در یکی از بخش های حل مساله، یعنی در گامی که می خواهیم بهترین تصمیم را بگیریم، اتفاق می افتد.

این استاد دانشگاه اضافه کرد: فرآیند تصمیم گیری نیز تحت تاثیر یک سری مولفه ها واقع شده است. مثلا فرهنگ بر تصمیم گیری ما تاثیر می گذارد. اینکه ما چطور اوضاع را درک و تفسیر می کنیم، مجموعه باورها و ارزش هایمان، دانش، شخصیت و آگاهی ما تاثیراتی در فرایند تصمیم گیری دارند.

حال چه کارباید کرد؟

عادلیان در مورد راهکارهای لازم در این زمینه گفت: تصمیم گیری و حل مساله مهارت هایی هستند که احتیاجمند آموزش و تمرین است. از همان ابتدا باید فرصت هایی بر اساس سن بچه ها فراهم کنیم تا درگیر تصمیم گیری شوند. در واقع باید فضا را برای آنها آماده کنیم. این امر حتی می تواند در جریان زندگی روزمره هم تحقق یابد. باید از تنش بین والدین و بچه ها و نوجوانان جلوگیری کرد و به فرزندان اجازه داد تا در فرایند تصمیم گیری و تصمیم سازی در خانواده جایگاهی داشته باشند.

وی اضافه کرد: فرایندهای تصمیم گیری و تصمیم سازی، ظرفیت هایی هستند در مغز ما انسان ها، در اصل پتانسیل های موجود در مغز انسان ظرفیت حل مساله را برای انسان ایجاد می نماید. بنابراین هر چه ما از این ظرفیت استفاده کنیم و آنرا بکار ببندیم، بیشتر و بیشتر تمرین و ممارست صورت گیرد، نه تنها در این امر مهارت می یابیم بلکه فرایند حل مساله به یک امر روتین در زندگی ما تبدیل می شود.

این استاد دانشگاه گفت: همچنین می توانیم در این زمینه از مدل حل مساله رهیاب استفاده کنیم. رهیاب مدلی است که بر تفکر و اندیشیدن قبل از انتخاب کنش در برخورد با مسائل در زندگی تاکید می نماید. همان اندیشه ای که جان دیویی از آن تحت عنوان (stop & think) یاد می نماید. مدل رهیاب، مدل حل مساله مبتنی بر توانمندسازی است که دارای پنچ گام است. گام اول تعریف وضعیتی است که در آن قرار گرفته ایم، این گام تمرکز خود را بر سازماندهی افکار و اندیشه ها قرار می دهد. گام دوم معین خواست و تغییری است که درصدد اتفاق آن هستیم، امید و انگیزه برای حرکت، ظرفیتی است که در این گام شکل می گیرد. گام سوم معین راهکار های موجود است، ارزیابی آگاهانه و تمرکز بر خلاقیت و کشف راههای متعدد از دست آوردهای این مرحله است. گام چهارم انتخاب بهترین راهکار و در نهایت گام پنجم ارزیابی از وضعیتمان است تا بر اساس آن یاد بگیریم و تجربه کنیم.

منبع: ایرنا

به "خبرنگاران خانواده معین می نماید؛ حل مساله با رفتار هیجانی یا مشارکتی؟" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "خبرنگاران خانواده معین می نماید؛ حل مساله با رفتار هیجانی یا مشارکتی؟"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید